محمد قنبرى
394
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
فهارس و تراجم ، از اين كتابْ نامى به ميان نيامده است . 7 . تعليقه ميرداماد بر اصول كافى ، كه تا آغاز كتاب الحجه كافى را شامل مىشود . « 1 » آيا صدرالمتألهين از هفت شرح و حاشيه قبل از خود بر كافى ، بهره برده است يا نه ؟ از هفت شرح و حاشيه ياد شده ، شرح تسترى ، استرآبادى و ميرداماد در اختيار دانشمندان آن عصر بوده كه اگر احتمال رجوع ملّاصدرا به شرحهاى قبلى باشد ، بايد به اين سه شرح رجوع شده باشد ؛ امّا هيچ اثرى از اين رجوع و استفاده به چشم نمىخورد ؛ بلكه با قرينهاى كه يادآور مىشويم ، روشن مىشود كه حتّى تعليقه استادش ميرداماد هم از مصادر او نبوده است ؛ چه بگوييم كه اصلًا آن تعليقه را نداشته و چه بگوييم كه داشته و مراجعه نكرده است . ميرداماد در تعليقه خود بر اصول كافى ، چند جا مطلب تازهاى را مطرح كرده و خلاف آن را قطعى البطلان دانسته است و شارحان بعدى كه به تعليقه ميرداماد نظر داشتهاند ، آن موارد را يادآور شده و دربارهء آنها اظهار نظر كردهاند ؛ امّا در شرح ملّاصدرا حتى يكى از آن موارد را نمىبينيم ؛ با اينكه اگر تعليقه ميرداماد نزد ايشان بود و يا به آن توجّهى داشت ، طبيعى بود كه مورد توجّه و اظهارنظر او قرار گيرد . نمونههايى از اين موارد ، در زير مىآيد . مورد اوّل . در حديث هفتم كتاب العقل كافى آمده : عن أبى جعفر عليه السلام : قال انّما يداقّ اللَّه العباد فى الحساب يوم القيامة على قدر ما آتاهم من العقول فى الدنيا . ميرداماد ذيل آن نوشته : يدافّ بالدال المهملة والفاء المشدّدة . . . وامّا يداقّ بالقاف فتصحيف تحريفى و تحريف تسقيمى . « 2 » ملّاصالح در شرح خود مىگويد : قال سيد الحكماء الالهيّين انّما يدافّ اللَّه العباد بالدال المهملة والفاء المشدّدة . . . ولا أدرى ما الباعث له على الحكم بتحريف ( يداقّ ) بالقاف
--> ( 1 ) . اين كتاب در سال 1403 ق ، در قم چاپ شده و نسخههاى خطّى آن هم در كتابخانهها موجود است . ( 2 ) . تعليقه ميرداماد بر اصول كافى ، ص 23 .